العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

224

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

16 - احمد بن هوذه از . . . از مردى گزارش كند كه از حضرت صادق عليه السّلام كه يكى از ياران به خانه آن حضرت آمد و عرضكرد ، فدايت شوم به خدا سوگند من شما را دوست دارم و دوستان شما را نيز دوست دارم ، اى آقاى من چقدر شيعيان شما زيادند حضرت فرمود نام آنها را بگو عرضكرد ، زيادند فرمود عددشان را بيان كن عرضكرد بيرون از شماره‌اند حضرت فرمود بدان اگر تعداد آنها به بيش از سيصد و ده نفر برسد همانا خواسته ديرينه شما انجام گردد ولى ( هنوز اين عدد كامل نشده زيرا ) شيعه ما كسى است كه صدايش از گوشش نگذرد ، و كينه و عداوتش از بدنش تجاوز نكند و ما را تا سر حدّ غلوّ نستايد ، و در راه ما با حكمرانى درنيفتد ، و با عيبگوى ما همنشينى و با بدگوى ما گفتگو ننمايد ، و دشمن ما را دوست و دوست ما را دشمن ندارد . عرضكردم بنا بر اين با اين افراد مختلفى كه ميگويند شيعه شما هستند چه كنم ؟ و در باره آنها چه بگويم ؟ حضرت فرمود ، شناخته شوند ، و امتحان گردند و دگرگون شوند بر آنها قحطيها آيد كه نابودشان سازد و شمشيرهائى كه آنان را بكشد و اختلاف عقيده و سخنى كه پراكنده‌شان نمايد ، همانا شيعه ما كسى است كه همچون سگ ( بر غريبان حمله نكند ) و زوزه نكشد و همچون كلاغ طمع نورزد و گداى با دست نباشد اگر چه از گرسنگى بميرد عرضكردم ، فدايت شوم مردمى با اين خصوصيات را از كجا بيابم ؟ فرمود در گوشه و كنار زمين ، آنها داراى زندگى سخت ، و خانه‌هايشان در نقل و انتقال است كسانى هستند كه اگر در جمع باشند شناخته نشوند و اگر غايب باشند جستجو نشوند ، و اگر مريض شوند عيادت نكردند ، و اگر خواستگارى كنند به ازدواج نرسد ، و اگر بميرند كسى بر جنازه آنها حاضر نشود ، آنها افرادى هستند كه در اموالشان به يك ديگر همراهى دارند و در قبرها به زيارت هم ميروند و دلهاى آنها با هم اختلافى ندارد اگر چه شهرها و محلّ زندگيشان مختلف باشد « 1 » .

--> ( 1 ) غيبت نعمانى ص 107 .